باز دیدار پدر شد نصیبم عمه

باز دیدار پدر شد نصیبم عمه

[ حاج عبدالرضا هلالی ]
(باز دیدار پدر 
شد نصیبم عمه 
دختری خون‌جگرُ
مو سپیدم عمه)2

کعبه‌ی من سر اوست
گرد او می‌گردم
من با دستای کبود 
موهاتو شونه کردم 

به لبای خشک او
چشامو می‌دوزم 
اگر سوخته صورتت
من جگر می‌سوزم 

خار صحرا باباجون
 کف پامو بریده 
زجر نانجیب بابا
معجرم رو کشیده 

از لبام برات بگم
 چند روزه نخورده آب 
داداش اصغرم کجاس
 داره می‌میره رباب

بابا عمه چادرش 
همه خاک‌آلوده 
 دوتا گوشامو ببین
 شده خون‌آلوده 

باز دل تنگ پدر
 تو برام قصه بگو 
 از نگاه بابا 
بر سر نیزه بگو 

همه نامردای بد 
ما ها رو می‌دیدن 
از ما با سنگای تیز 
پذیرایی کردن 

راستی بابا یکی سنگ 
اون‌جا بر سر تو خورد 
چیزی که نشد بگم 
این‌جا دختر توام 

یادته شبا بابا 
قصه می‌گفتی برام 
توی این خرابه هم 
از تو لالایی می‌خوام 

عمه می‌گفت که بابا 
با عمو رفته سفر 
حالا که تو اومدی 
(باباجون منم ببر)2 

من که رو دامن تو 
بوده‌ام ناز و عزیز
بابا بعد تو منو 
بی‌حیا خوانده کنیز 

چند روزه گرسنمه 
تشنگی یار منه 
عمه گفت روزه بگیر 
لگد افطار منه 

شده هم‌چون گلِ سر 
لخته خون بر مویم 
بس که چنگش زده‌اند 
کم شده گیسویم 

الدخیل یا رقیه 
(الدخیل رقیه جان)2
(الهی به رقیه)2

پربازدید‌ترین‌های شور حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج عبدالرضا هلالی

نظرات