نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بارون من رو یاد تو میندازه پس بارون رو خیلی دوسش دارم من ابر بارونم واسه گریه سر روی زانوی تو میذارم وقتی که گریم میگیره یعنی هنوز امیدی برام مونده زهرا منو ردم نکرده و حیدر من رو با اسمم خونده من میدونم شفا تو گریه است و توی چاییهای روضه است و تربت مقدّسِ ارباب من میدونم براتم میده آخرش نجاتم میده گریههام من رو از این گرداب حسین آقام همه میرن تو میمونی برام......
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد