نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با سینه زنانت به تو تعظیم نمودم به سمت حرمت بال گشودم فدای تو همه بود و نبودم که تاثیر دم توست وجودم رسیدم به حریمت چه حریمی چه آقای کریمی و از سمت ظریح تو وزان گشت نسیمی که آورد شمیمی، و من بودم و یک حس صمیمی بر کرب و بلایت، اینور هدایت برسد کاش صدایم به صدایت بیوفتیم به پایت نداریم به جز راه تو راهی تو شاهی، به ما پشت و پناهی و من منتظر نیمه نگاهی که مبادا بِرَوم رو به تباهی تو ایکاش مرا در سفر عشق بخواهی آموختم از مکتب تو راه سعادت برسانم به شهادت همهی جان و تنم وقف ولایت فدایی توام تا نفسی هست مگر غیر تو ارباب کسی هست حسین جان بپذیرم که در حلقه زلف تو اسیرم تو بارانی و من خاک کویرم (و ایکاش که در پای همین روضه بمیرم)۲ پیچید به گوش منه دل خسته صدایی با لحن خدایی هیهات منهالذله بجویید رهایی که مرا بکند باز هوایی هوایی هوایی قَسَمت میدهم آقا، به شهیدان مِنا و به شهیدان دفاع از حرم زینب کبری به آن مونس زهرا، همان فاتح دلها به آن غیرت ایرانی و لبنانی و افغان و عراقی تقوی و رضوی و ابوحامد و مغنیه و کنعانی و عطری و جوانی و خراسانی و کنعانی و اسکندری و بختی و بخشی به سردار سرافراز حسین همدانی و علیزاده و قربانی و نوری (و خودت خوب خبر داری از این سختی و دوری)۲ برسانم به شهادت که نماندهاست دگر تاب صبوری (و ما تا نفسی هست عزادار حسینیم)۲ و اماده جنگیم، یَل بَدر و حُنینیم وفادار بر آن پیر خمینیم (به فرماندهی حضرت آقا، علمدار سر افراز و فرمانده جانباز به آنها که به اِسمان سعودند ولیکن طرفدار یهودند و آرامش از این قرن ربودند و هر لحظه خطایی که ببینی یک پاسخ سخت و خشنی هست بدانند و بر آنچه که گفتند، که پا بند بمانند وگرنه که باید دگر فاتحه خویش بخوانند و در آخر این قصه نبردیاست که پیروز در این واقعه مردیست و ما منتظر آمدنش لحظه شماریم زمستان زدههاییم به دنبال بهاریم)۲ و بی صبر و قراریم (خدایا برسان تاب نداریم)۲ اَلا منتقم خداوند کجایی؟ تو محبوب ترین خلق خدایی و من منتظرم تا که بیایی و بیایی و بیایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد