نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کاروانها یک به یک رفتند سوی کربلا دیدی آخر ماند بر دل آرزوی کربلا همچو یاران خمینی در میان خاک و خون کِی شود جانم بگیرد رنگ و بوی کربلا حاضرم بود و نبودم را بگیری در عوض یک دو جرعه مِی بنوشم از سبوی کربلا باز من شبهای جمعه قبله را گم میکنم باز میخوانم نمازم را بسوی کربلا هم صفا و منا در آرزوی تربتش کعبه گیرد آبرو از آبروی کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد