نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از قبلِ ولادته، این عَرضِ اَدبِ من جونِ من طَلَبِ تو، کربلا طَلَبِ من شِکَستهبالَم، فکرِ مَرهَم کن منو غَرقِ به خون، رنگِ پرچم کن اگه یه چیز بخوام، اَزَت اینه تو بابُالقِبله، رو به قِبلَم کن (سِدرَةُالمُنتَهیٰ، دلخوشیِ نوکرا) ۲ آرزوی هَمَهست، یه خونه تو کربلا پنجرهش وا بشه، روبهرو گنبدطلا صبح به صبح میگیرم، رِزقَمو پایینِپا (حسین آقاجان، حسین آقاجان حسین آقاجان، اِی آقاجان) ۲ (آرامش حَرَمته، آرامش میخوام اَزَت) ۲ (ذوق کردم من هرجا، اِسمت اومده وسط) ۲ تو فرهنگِ لغت، حَرَم باید با فردوسِ بَرین، مترادف شه میخوام وقتی تو، حَرَمت هستم تمومِ دنیا، متوقف شه آبرودارترین، حضرتِ والانِشین آرزوهای من، میشه خلاصه در این که بگیرم آقا روزیِ هر هفتمو شنبهها از سَرِ، سُفرهی اُمُّالبنین (حسین آقاجان، حسین آقاجان حسین آقاجان، اِی آقاجان) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد