
آرزومه منم روی زانوت بگم اَوَفَیتُ چشامو ببندم تو بخندی و از لب خندون تو به غمای گذشته بخندم شیرینی عشق شوری اشک تو عزاته چشامونو نهر عسل کن چند بار تا حالا ضریحتو بغل گرفتم تو هم یه بار منو بغل کن میدونم عاقبت نوکری تو به خیره شاهدم هم زهیره میدونم مریض درد غمت عین طبیبه شاهدم هم حبیبه آرزومه منم روی زانوت بگم اَوَفَیتُ چشامو ببندم