نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسینُ مِنّی وَ اَنا مِن حسین حسینُ مِنّی زادهی آدم یکی از فداییات زَعفَرِ جِنّی سلطان قلبم، گیر و دار عشق تو میکُنه جلبم تویی مرادم، در آستان تو همیشه کَلبم سلطان قلبم کاری واسه دل آشوبم کن جون مادرت فقط خوبم کن توی لوحی که تو دستت داری بنویس اسممو مَکتوبم کن نگاهی بَسَمه روسیاهی... گریم گرفته، مثل بچه مردهها دلم گرفته کدوم گناهم منو از تو و تو رو ازم گرفته دلم گرفته دلم گرفته، دل من از عالَم و آدم گرفته بده پناهم نوکرت بهونهی حرم گرفته با خودم تو روضه خلوت کردم با خودت خصوصی صحبت کردم من یه کربلا میخوام بیتابم که بگی باشه عِنایت کردم نگاهی بَسَمه روسیاهی... دورت بگردم، دور اون ضریحی که هواشو کردم خودت میدونی که فقط خود تویی دوای دردم دورت بگردم آرزو دارم ، حتی شد جنازمو حرم بیارن آروم میگیرم سرمو پایینِ پات اگه بذارم آرزو دارم منو به عشقت که راغِب کردی خیلی زندگیمو جالب کردی شنیدم تو روضههای قاسم یک شبه طِیِّبو طَیِّب کردی نگاهی بَسَمه روسیاهی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد