نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از این سیاهیها به عشاقت نوید است بختِ تمامِ گریهکنهایت سپید است هر قدر میخوانی تکراری ندارد این روضهها مانند قرآنِ مجید است هر گریهام با قبل خیلی فرق دارد هیئت به هیئت عهدِ ما با تو جدید است مثل جوانمُرده به تو باید بِگِریم فرمایش آقاست، دستورِ اکید است ***** یکی ته گودال، لباستو پرت کرد شلوغی خیمه حواستو پرت کرد عذاب کردنت، منعِ آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت به خون گلوت خضاب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت تمومه حسین، روبهرومه حسین خودت بگو که پیکرت کدومه حسین حسین جانم... **** این دختر علیست که بالش شکستنیست ناموس اعظم است و وقارش شکستنیست ******* از این به بعد ماه حرم، آفتاب باش عباس جان مراقبِ این باحجاب باش این دختران من که بیابان ندیدهاند در عمر خویش خار مغیلان ندیدهاند ******* تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقدر جسارت ******* ای کاش مینوشتی ما شیرخواره داریم یا دختران کوچک در این عماره داریم در محملی عروسی با گاهواره داریم نه پای راه رفتن، نه راه چاره داریم اینجا نمان نگردد رویش خضاب زینب ******* این سوست خار تشنه آن سوست آب جاری این سوست طاول پا آن سوست زخم کاری یک مرد باشد ای کاش در قحط یارو یاری از حرمله بپرسد نامرد بچه داری؟ میترسد از شکار طفل رباب زینب من که نرفته بودم جز مجلس زنانه برگرد تا نبینم دشنام و تازیانه بگذار تا گلویت بوسم به این بهانه سر میبُرند اینجا از پشت ناشیانه خانه خراب زینب.... برگرد وَرنَه دیدم اینجا غبار گردد کوچه به کوچه این سر با نیزهدار گردد صندوقچهی سرِ تو میز قمار کردد حسین جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد