نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دستی که بسته بود می شست بی صدا دستی که خسته بود در زیر نور ماه گلبرگ گل کبود گلها فسرده بود جرم علی چه بود روی عدو سیاه (یا فاطمه ) آتش زدی به جانم (بانوی بی نشانه) گفتی مرا کفن کن (مظلوم من شبانه) سردار بدر و خیبر دیگر ز پا فتاده دستی به دوش سلمان دستی به سر نهاده (یافاطمه)۳ یابن الحسن کمک کن (جد مطهرت را) بیرون ببر ز خانه (تابوت مادرت را ) روزی تو خواهی آمد از غربت زمانه میآوری نشان از قبر بی نشانه (یا فاطمه)
هنوز نظری ثبت نشده