
(گریه من برق ذوالفقاره چادر خاکیم برام افتخاره)2 سنگ علی رو میزنم به سینه حتی با قبری که نشون نداره (من بانی روضه حماسیام من مادر گریه سیاسیام من کشتهی زخم ناسپاسیام)2 (تو بازوی زخمی خستگی هرگز نیست وقت دفاع از حق سکوت جایز نیست)2 (درد من از قصهی نفاقه تو دل خونم تب اشتیاقه)2 چراغ راه خیل حق طلب هاست مزار گمشدم چه بی چراغه (دیوار و در مرز اعتقادمه تو کوچه ها عرصهی جهادمه زخم های من کمتر از ارادمه)2 مقابل خطبت کلامی نافذ نیست وقت دفاع از حق سکوت جایز نیست (تو بازوی زخمی خستگی هرگز نیست وقت دفاع از حق سکوت جایز نیست)2