نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

والقمر اذا تلاها، نازل شد بر رخسار ماهت والیل از دستان خداوند، افتاده در چشم سیاهت لاسیفَ الا، تیغ ابروی تو حبلُ المتینه، طرهی موی تو یدالله فوق، کل ایدی یعنی زور بی حد، دست و بازوی تو تو مو به مو مثل حیدری، سبو سبو ارث کوثری نفس نفس عاشق تو ام، فدای تو چون که محشری یا ابوفاضل... وخسَفَ القمر زمانی، که روی صورتت نقابه وارث میخونهی حیدر، اسمت گیراترین شرابه بعد از حیدر تو، لافتی الایی ماه بی همتا، سَنبُل زیبایی وقتی که حیدر، صاحب مِیخونه است با تو معنا شد، منسب سقایی والسما وما بناها، آسمون رو دستات نشسته ماه و ستاره جمعِ وقتی، رقیه روی پات نشسته ای تو اعجاز، بی بی ام البنین پای تو مردن، شد برامون آیین حضرت حق تا، آفریدت فرمود فتبارک الله احسن الخالقین صنم صنم حق پرستم و، قدح قدح می به دستمو تویی تویی صاحب منو، اسیر تو از اَلَستمو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد