نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل خورشید، تب و تاب افتاد تا نگاهش، به مهتاب افتاد چه نگاری، چه قرص ماهی خودِ دریا، دلش آب افتاد عجب، صورت و سیمایی عجب، دست عَلَمگیری عجب، ماه دل آرایی ای جانم، چه بچه شیری قامتش، علوی و فاطمه نسبی هیبتش به امیرالمؤمنینِ صاحبِ عَلَمِ و، ساقیِ حرمِ و این قمر، پسر امالبنینه امشب گل کرده روی این لبام عمو سلام، عمو سلام حسم اینه امشب تو کربلام عمو سلام، عمو سلام اومده تا غم و غصه از، دل اهل حرم برداره اومده تا به عشق زینب، ابوفاضل علم برداره عجب، میر و علمداری عجب، سیّد و سالاری عجب، حیدر کرّاری ای جانم، عجب سرداری ذکر رو لب ما، شورِ هر شب ما تو شبای محرم، ابوفاضل شورِ هیئتیها، بابِ حاجت ما ارمنی میگه هردم، ابوفاضل دست به سینه میگم به احترام عمو سلام، عمو سلام ذکر من این شبها علی الدوام عمو سلام، عمو سلام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد