نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

میون شام بلا شده باز کربوبلا روبهروی محملا یه سری رو نیزهها عطر سیب آورده هم دلا رو برده با سنگ از رو نیزه دیدم زمین خورده (چشماش که گریونه، موهاش پریشونه قرآن که میخونه، لبهاش پرِ خونه) (واویلا واویلا) جلو چشم قافله خنده بود و هلهله دستاشون میون بند پاهاشون پر آبله اهلبیت عصمت توی اوج غربت میشنیدن تو بازار ناسزا و تهمت رو نِی سر عباس، چشماش دو تا دریاست تو جمع نامحرم چون زینبش تنهاست (چشماش که گریونه، موهاش پریشونه قرآن که میخونه، لبهاش پرِ خونه) (واویلا واویلا)
هنوز نظری ثبت نشده