نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مثل بابا حالا، آمده دور و برش حضرت سقا حالا چند تا حلقه زدند، همگی دور و بر زینب کبری حالا نوبتِ این شدهاست، برسد آه علی اکبرِ لیلا حالا تا بیاید پایین، قامتی مثل علمدار شود تا حالا عمه اجلاس نمود، تا حسین بن علی گفت که حالا حالا همه سرها پایین، تا بیاید به زمین عمه ز بالا بالا روی این خانم را، غیر این جمع ندیدهاست کسی تا حالا کاروان آمدهاست، نرسد کاش که امروز به فردا حالا کاروان آمدهاست، به ملاقات خدا پیرو جوان آمدهاست موج بر موج فرات، به تماشای عمو سینهزنان آمدهاست اولین بار اینجا، اشهدُ اَنَّ علیاً به دهان آمدهاست این علی اکبرِ اوست، یا که در دشت پیمبر به اذان آمدهاست (بارها دیدم که، چشم زینب به حسینش نگران آمدهاست از پس خیمه رباب، دیده که حرمله با تیر و کمان آمدهاست)۲ همه با تیر و سپر، شمر با حرملهو زجرو سنان آمدهاست بین تیر و نیزه، بارها صحبت قاسم به میان آمدهاست مادر آرام شده، تا که گهوارهی اصغر به تکان آمدهاست در جواب پدرش، طفل شش ماهه همین جا به زبان آمدهاست و زمان رفت جلو، به زمانی که کسی مویه کنان آمدهاست به همان لحطهی تلخ، که مس از شمر به گودال سنان آمدهاست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد