نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(سنگین شده بر دل غمِ، هجر پیمبر آه از وداع و ماتمِ، ساعات آخر)۲ (ای دل مگو از داغ او از قیل و قال و های و هو از انما یهجر نگو)۳ (آتش مزن بر جان من از غصهی زهرا مگو از مردم حق ناشناس از غربت مولا نگو)۲ یا رحمت للعالمین... (آه ای مدینه شهر غم، آه ای مدینه شهر کریم بی حرم، آه ای مدینه)۲ (جز ماه و باران و نسیم جز دستههای یا کریم زائر ندارد این حریم)۲ (میآید از سمت بقیع هر دم نسیمی غربتش جز آه حسرت هر سحر زائر ندارد تربتش)۲ جانم حسن، جانم حسن... (دیگر نصیب خواهرت، جز چشم تر نیست وقتی تو را جز صبر و جز خون جگر نیست)۲ (در کوچهها غربتت تنهای تنها ماندهای با خیل غمها ماندهای)۲ (آه از غریبیهای تو تنهایی و زهر جفا هنگامهی تشییع تو باران تیر و نیزهها)۲ جانم حسن، جانم حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد