به وصفت آمده این جمله حیدرِ کرار زمین به دورِ تو چرخد میان کاروزار ندیده مثل تو را بر خودش بنی بشری تویی که فاتح هر غزوهای و لافرار تویی که سرداری، افضَلُ الاَذکاری جان به فدای تو، قاتِلُ الاَشراری نداری همتایی، عالیِ اعلایی برای تو این بس، دلبر زهرایی (تویی حبل المتین، امیر المومنین) 2 (الگوی رزمیِ یل ام البنین) 2 مولانا مولانا مولانا مولانا... (دل در بندِ زلفت اسیر) 3 (حیدر امیری و نعم الامیر) 2 (روز محشر که من غرق وحشتم) 2 (مولا دست منو مردونه بگیر) 2 (کَرَم و لطف تو زبونزده روزی امشب منو بده) 2 منی که عبد درِ خونتم (دست خالی برم آقا بده) 3 دمِ عیسی داری، ید بیضاء داری (دست رد رو سینَم، نکنه بگذاری) 2 حیدر حیدر حیدر حیدر... (تا دیدن دستِ تو ذوالفقاره) 2 (رد تیغ تو ترسیدن داره) 2 (ذکر لبِ عدو با دیدنت) 2 (با ترس و لرز فقط الفراره) 2 میپیچه تا نعره رو صدات میلرزه میدون به زیرِ پات لا فتی الّا علی به لب (روح الامین میگه جونم فدات) 2 (تو خودِ طوفانی، تو شه مردانی) 2 فاتحهی دشمن یه تنه میخوانی حیدر حیدر حیدر حیدر ...