
خانه به دوشِ عشقم و سربارِ زینبم در به درِ مجالسِ سالار زینبم این نعرهها و عربدهها بیدلیل نیست یک گوشه از شلوغی بازار زینب است آتش بکش، به دار بزن، جا نمیزنم جانم فداش، میثمِ تمّار زینبم هر کس به بیرق و حرمش چپ نگاه کرد با خشم من طرف شده، مختارِ زینبم باور نمیکنم سر بازار بردنت نامحرمان به مجلس اغیار بردنت تو از تمامِ کوفه طلبکار بودی و در کوچههاش مثل بدهکار بردنت ای حسین عشق منی (حسین عشق منی)۴