بی رمقی و بی حالی

بی رمقی و بی حالی

[ پیام کیانی ]
بی رمقی و، بی‌حالی
پیش چشم مادر میون گودالی
می‌جنگی با، دست خالی
ارباب من ای بی‌کفن ای یارالی

ای محروم از، آب فرات
از تشنگی دیگه نمی‌بینه چشات
ای وای ای وای، خشکه لبات
کشتنت با ذکر و سلام و صلوات

محاسن تو غرق خونه
چه جوری کشتنت بمونه
روضه‌ی پیرهنت بمونه
می‌گن امام رضا می‌دونه

چه جوری کشتنت، نشناختمت
مقطعه تنت، نشناختمت

---

جنگ به خیمه‌ها کشوندن
خیمه‌ی زینبو سوزوندن
از این حرم یه عده زن موند
تن تو بی غسل و کفن موند

آخرش انگشترو بردن
تن‌و گذاشتن سرو بردن
کتک زدن رقیه جانو
ببین نگاه نگرانو
خدا نبخشه ساربانو

می‌خونه خواهرت، نشناختمت
چه جوری کشتنت، نشناختمت

نظرات