
به نام خدا به نام کرم ابنالکریم اومد از حرم تیر مژگان سیاهش حیدری زَهره برده با نگاه از لشکری شمشیرش لا سیف الا ذوالفقار میجنگه علی اکبری میپیچه صوتی تو گوش دشمن ان تنکرونی انا بن الحسن به نام خدا به نام کرم ابنالکریم اومد از حرم زد از میمنه سوی میسره یک تن ولی یه پا لشکره تو میدون فرمانروای مطلقه رو سربندش آیه جاء الحقه زیر پاش سرهای دشمن بیشمار تو دستش سر ازرقه هل من مبارز بازم شنیدن ان تنکرونی انا بن الحسن به نام خدا به نام کرم ابنالکریم اومد از حرم عزیز یَل جمل قاسمه احلی من العسل قاسمه یادگار مجتبی در عالمین کوه صبر استوار و محکمه واسه مولاش میکنه سینه سپر مثل مادرش فاطمه این نعل اسب و این سینه من ان تنکرونی انا بن الحسن ***