
شد محرم تا در غم جانان غمخانه غمخانه غمخانه شویم از شراب غم از مِی ماتم دیوانه دیوانه دیوانه شویم یا اهلَ العالَم قُتِلَ الحسین بکربلاء عطشانا عطشانا عطشانا عطشانا قدم از خانه بیرون نِه محرم آمد پا جای پای مجنون نِه محرم آمد در و دیوار شهر ما سیه شد از غم گریبان چاک کن زین غصه و زین ماتم بزن بر سینه و بر سر عزاداری کن به یاد آن وفاداران وفاداری کن دریغا آفتاب کربلا سوزان است زمین و خاک آن دشت بلا سوزان است علیاصغر کو، گل پرپر کو اگر قحطی شنیدی قحطی آب آنجاست لب خشک و دل سوزان و بیتاب آنجاست به یاد آور که ماه گریه و زاری شد شب درد و غم و روز عزاداری شد حسین بن علی در کربلا تنها شد ز آتش در درون خیمهها غوغا شد قد اکبر شناور در میان خون شد رخ ماه علیاکبر ز خون گلگون شد علیاکبر کو، گل پرپر کو قد رعنای قاسم را به خاک افکندند چه از شمشیر و خنجر بر سرش آوردند اگر ماه بنیهاشم تویی رویت کو قد و بالای تو کو تاب گیسویت کو کنار قتلگه زینب ز پا افتاده تن پاک حسین از سر جدا افتاده گلوی نازک اصغر نشان شد آنجا که خون پاشید و سوی آسمان شد آنجا علیاصغر کو، گل پرپر کو ***