
بهار سفرهی سبزیست، از سیادت تو شب تولد هستیست، یا ولادت تو تو سر مخفی لولاکی و جهان گم بود اگر نبود گل افشانی ولادت تو شهود شمهای از ربنای شعلهورت حضور، گوشهای از خلوت عبادت تو تو نور نور علی نوری ای تمامت نور کدام ذره ندارد سر ارادت تو پر از جمال و جلال جمادی و رجبم شب ولادت مولاست یا ولادت تو