
بزار بابام از سفر بیاد دیگه سیلی نمیخورم نمیمونه زیرِ دست و پا چادرم از صبح، منم و تازیونه میگم چرا غروب نمیشه اِنقدر منو زدن صورتِ کبودِ من که خوب نمیشه بابا، سرگردونم بابا، تو ویرونم بابا، چی میخوان از جونم، نمیدونم (بابا، بابا حسین) 3 *** بزار بابام از سفر بیاد میبینه حالِ زارمو میادش و پس میگیره گوشوارمو دیدم، پیرِ زنِ یهودی با سنگ تو رو نشون گرفته دیدم بهروی نیزه، بابا همه سرت رو خون گرفته بابا، زمینگیرم بابا، پیرِ پیرم چرا زودتر پس من نمیمیرم بابا، سرگردونم بابا، تو ویرونم بابا، چی میخوان از جونم، نمیدونم (بابا، بابا حسین) 3 *** بزار بابام از سفر بیاد منو از اینجا میبره یه لباسِ نو برای من میخره طشتِ زَر و سرِ بریده به یاد مجلسِ یزیدم برده فروشا دورِمونن نگم چه حرفایی شنیدم بابا، وای از غمها بابا، موندم تنها صورت و پهلومه، مثل زهرا بابا، سرگردونم بابا، تو ویرونم بابا، چی میخوان از جونم، نمیدونم (بابا، بابا حسین) 3 ***