
برای تو غزل نوشتم دلاورِ جمَل نوشتم به کامِ قاسمت حسن جان حَلاوتِ عسل نوشتم (جان حسن، جانان حسین عالم سَنَه قُربان حسن)۲ میانه معرکه ببین حسن چه کار میکند ز یک نگاه نافذش عدو فرار میکند دل حسن، دلبر حسن من نوکر و سرور حسن..... سلام من به ساحت تو به آیهی کرامت تو نگاه سائلت نشسته به لحظهی اجابتِ تو (السَّلام دوم امام کاری بکن آقا برام)۲ فقیر و زار و خستهام، تَفَقُّدی نما حسن امیرِ بیکس جهان، غریبِ آشنا حسن دل حسن، دلبر حسن من نوکر و سرور حسن..... تیر خلاص بر دلم این بندِ آخر است از هر چه بگذرم سخن دوست خوش تر است نام ما را بنویسید به ایوان نجف نشد از نام سگ کهف کتاب آلوده