
بدون آب بریدند، حنجر او را به قتلگاه کشاندند مادر او را عصا زدند به او پیرمردها بلکه درآورند نفسهای آخر او را (نگران کشتنت) **** گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی، وَإن یَکاد خوندم وَإن یَکادُ الّذین کَفَروا نیزه فرو شد به تنت وَإن یَکادُ الّذین کَفَروا خودت بگو از کفنت وَإن یَکادُ الّذین کَفَروا خودت بگو از دهنت یکی دم مغرب، موتو پریشان کرد با تن صد پارت یه ختم قرآن کرد اونیکه از گودال سرتو حالا برد روی سر زینب صداشو بالا برد جلوی نامحرما معذبم، من زینبم خواهر تو جلوی نامحرما معذبم، چی بگم از دختر تو چی بگم از مادر تو با یارب یا رب کشتی مادرو با مادر مادر کشتی خواهرو با بی رحمی زد تیر آخرو، حسین جانم آه ای مادر من بمیرم میکشی آه با فرود هر نیزه من بمیرم دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه