
از تو ممنونم مرا دعوت به ماتم کردهای پای این سفره دلم را کشور غم کردهای از تو ممنونم مابین شلوغیهای شهر این گدا را وارد شهر محرم کردهای چشم من خشکیده بود از معصیتهای زیاد این تو بودی با نگاهی دیده زمزم کردهای آقا روضهای بنما تلاوت تا که بر صورت زنم آقا با نوای خود مسخر هر دو عالم کردهای بردهای دل را به سمت کربلا و بعد از آن روضههای سخت جدت را مجسم کردهای قتلگاهش را نشانم داده با سوز جگر جاری از چشمای من دریای نم نم کردهای (ای گل زهرا بیا) ده روز دیگر روضه ما فرق دارد ده روز دیگر گریههامان فرق دارد آخه ده روز دیگر ماجرا تغییر کرده ده روز دیگر روضه ما فرق کرده ده روز دیگر نه حبیبی نه زهیری ده روز دیگر نه سعید و نه بریری ده روز دیگر خواهرش در اضطراب است ده روز دیگر در حرم قحطی آب است ده روز دیگر در تب و تاب است زینب ده روز دیگر پیش ارباب است زینب ده روز دیگر این حرم سقا ندارد ده روز دیگر دختری بابا ندارد (حسین) ده روز دیگر اکبر لیلا نمانده ده روز دیگر قاسم زیبا نمانده ده روز دیگر مادری در التهاب است خیمه به خیمه در پی یک جرعه آب است ده روز دیگر زین اسبی واژگون است ده روز دیگر پیکری در خاک و خون است ده روز دیگر راوی گودال گردد ده روز دیگر پیکری پامال گردد ده روز دیگر شمر بر سینه نشیند آه از روی تل هم خواهرش زینب ببیند ده روز دیگر خواهرش زینب اسیر است ده روز دیگر راس او بالای نیزه ده روز دیگر روی پیکر سر ندارد ای وای من انگشت و انگشتر ندارد نمیدانم کجایی ای که از بیراهه میایی ولی آنقدر میدانم با شش ماهه میایی همین اندازه میدانم جدا از چارهات کردم پشیمونم نامه نوشتم چرا از خانه زهرا تو را آوارهات کردم بگو تا کوفه مولاکش ناخوش نمیایی به سوی مردم نامرد مهمانکش نمیایی اگرچه کوچه کوچه گریهها برخواهرت کردم ولی امروز چندین بار یاد مادرت کردم همین که ریختند از در به راه شعلهور رفتم اگرچه توئه بود اما من به پشت در رفتم نه شعله خاک هم برا چادرش دیگر نخورد آقا خداروشکر در کوفه به رویش در نخورد دلم هواتو کرده من و ببر به کربلا حسین یاد چشاتو کرده من و بخر تو رو خدا حسین اگر تو رو نبینم دق میکنم من میمیرم حسین وقتی دارم میمیرم سراغتو هی میگیرم حسین