
سربند: ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسين هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان یا حسین یا ثارالله ۴ یک چشمم به لبها و ، یک چشمم به چشماته سه روزه زینب پُشتِ ، دروازه ی ساعاته می دونی خودت که اینجا چی میگذره به من دورِ محملم می رقصن و شادی می کنن جای تسلیت به بچه هات ناسزا میگن این مَردُمِ بی وفا / خیلی خیلی نامَردن مُعطّل موندم تا که / شهر و تزئینش کردن یا حسین یا ثارالله ۴ خدا میدونه زینب ، دق کرد و از غصه مُرد از ضرب اون سنگی که ، کُنج لبهای تو خورد چی بگم دیگه از غصه ی شام پُر بلا با همه توان پذیرایی کردن از ماها دم به دم فقط مرگمو میخوام من از خدا چشم این نامَحرما / بدجور بیتابم کرده نَمونده چیزی ازم / خجالت آبم کرده! یا حسین یا ثارالله ۴ موسسه ادبیات آیینی بیپلاک