
بیاید بریم با هم ، یه سر به شهر شام بریم توو کوچه هاش ، میون ازدحام اسیرِ دستِ یه مُشت نامرد و / اَلواته خانومی که عمّه ی ساداته سه روزه که پُشت دروازه ی / ساعاته غمِ عالَمو میونِ قلبش / حَل کردن خانومِ ما رو مُعَطَّل کردن پای بچهها رو پُر زخم و تا/وَل کردن جان حسین ۳ حسین جان گریه کنید فقط ، به حالِ شاه دین فدای غصه هات ، یا زین العابدین همه ی شهر و که آذین بستن / رقصیدن دورِ سرهای به نی چرخیدن پیش زینب رقص شادی کردن / خندیدن بد سوزوندن جگر زینب رو / هر گونه از غمش دِلا چه بی سامونه غیرت اللهِ حسین رو نیزه / گریونه جان حسین ۳ حسین جان به فکر غصه هات ، یک نفرم نبود امان از روضه ی ، محله ی یهود بمیرم برای تنهایی هات / ای آقام تو رو با سنگ میزدن از رو بام بدجوری قلبتو سوزوندن توو / شهر شام ناموس خدا رو دادن آزار / اون اشرار خواهرِ عبّاس و چشم انظار؟! زن و بچه ی حسین و بُردن / توو بازار جان حسین ۳ حسین جان موسسه ادبیات آیینی بیپلاک