
آه و واویلا هفت روزه که زینب شده غریب و تنها هفت روزه زینب شده آوارهی صحرا آه و واویلا هفت روزه که یه دلخوشی براش نمونده هفت روزه که پشت حسین نماز نخونده هفت روزه که دیگه ابالفضلم نداره جای برادرش عَلَم (نگه میداره) ۳ دشواره دشوار خدا برا کسی نیاره حتی یک بار که وسط شلوغیا بشه گرفتار دشواره دشوار هفت روزه بچه ها رو زیر پر گرفته از مَعجرا آتیش و خاکستر گرفته دل نگرونه جا نمونن توو شب تار دل نگرونه گم نشن ( توو کوچه بازار) ۳ توو غل و زنجیر زخم زبون بدتره از ضربهی شمشیر خارجی میگن بهشون برای تحقیر توو غل و زنجیر حسین رو نیزه هم غیوره روی زینب قرآن میخونه حفظ شه آبروی زینب کسی نمیدونه که زینب چی کشیده تشویق قاری و با سنگ (کسی ندیده) ۳ موسسه ادبیات آیینی بیپلاک