ای منتقمِ خونِ
بهمن عظیمیپسندیدن2
بازدید56
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسین هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان یا حسین یا ثارالله ۴ بچه هامو می بینی ، با چشمایی پُر بارون چشم انتظارن واسه ، رفتن به سمتِ میدون من که عشقمو به تو همیشه نشون دادم با محبتِ تو به خدا شیرِشون دادم تا قبولشون کنی هزاردفعه جون دادم هر دوتاشونم باید / اون یارِ دلخواهِت شَن ای کاش بذاری تا که ... / قربونیِ راهِت شَن سالار زینب حسین ۴ بی تو دنیا پُر درده ، روز روشن تاریکه غمت نباشه داداش ، زینبت رو داری که خواهر تو رو می سوزونه غصه و غمت کاش بمیرم و نبینم این اشک نم نَمِت من نمی ذارم روی زمین باشه پرچمت این بیرق و تنهایی / تا جون دارم می بَرَم ثابت میکنم اینو / من دختر حیدرم یا زینب مولاتنا منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک