ای منتقمِ خونِ
بهمن عظیمیپسندیدن1
بازدید200+
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسين هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان یا حسین یا ثارالله ۴ به شوق دیدار تو ، گذشته روز و شبم حتی یک لحظه اِسمِت ، نیفتاده از لبم کاش می شد سرم باشه روی دامنت بابا آویزون بشم دوباره از گردنت بابا خیلی خوب بودی چرا تو رو کُشتنِت بابا بازم چشماتو واکن / درد و بلات به جونم رقیه قربونت شِه / بابای مهربونم یا ابتا یا حسین ۴ میدونی خیلی خیلی ، دوسِت دارم بابایی موهامو شونه کردم ، میدونستم میآیی رفتی بعد تو بدجور دل دخترت شکست بین قتلگاه دیدم که بال و پرت شکست کی تو رو زده با چی زده که سرِت شکست دیگه سربارِ عمّه / هستم میدونم بابا بعیده بیشتر از این / زنده بمونم بابا یا ابتا یا حسین منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک