
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسين هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان یا حسین یا ثارالله ۴ اشک چشمم جاری شد ، قلبم بدجوری لرزید تا روی خاک افتادی ، لشکرم از هم پاشید تکیه گاه من بودی و حالا داری میری بین دشمنا حسین و جا می ذاری میری اهل خیمه رو به دست کی می سپاری میری چیزی از تو نَمونده / غارت شده پیکرت الهی واسه زخمات / بمیره برادرت یا عباس ابوفاضل ۴ اینهمه تیر و نیزه ، اینهمه تیغ و شمشیر تنهایی داری میری ، دلگیرم از این تقدیر ای رشید من بگو چرا مختصر شدی؟! وایِ من چرا اینجوری زیر و زِبَر شدی مثل من تو هم برا حرم خون جگر شدی قلبِ مجروحم مثلِ / جسمِ پاره پارَتِه پاشو ای غیرت الله / دشمن فکر غارته یا عباس ابوفاضل منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک