
قدم کمونه باغم خزونه آخه کی غصههای زینبو میدونه یادم نمیره چهل تا نامرد آتیش زدن تو مدینه به آشیونه وای شکست اون بار شیشه رو دلم میمونه داغش تا همیشه خونهی ما دیگه اون خونه نمیشه من دلم گرفت لذت دیدن مادر رو تو خونه ازم گرفت من دلم گرفت تموم حال و هوای خونهی، مارو غم گرفت درو بد شکست دلِ کلِّ آسمونا و ملائکو زد شکست قلب حیدرو که میسوخت از غم غربتش زدو، با لگد شکست وآی، وآی مادر 4 تو کربلا هم موهام سفید شد مگه میشه که بشنوی اینو نمیری؟! میگفت داداشم به ابوفاضل پاشو که خواهرت داره میره اسیری وای از اون ساعت که افتاد پیش مادر با لبای تشنه جون داد همهمه شد تو حرم ای داد بیداد آسمون گرفت چشمای قشنگ عباس علی، رنگ خون گرفت آسمون گرفت خدا لعنت کنه اون که ساقیو، ازمون گرفت وامصیبتا دست ماه خیمهها چرا شده، از تنش جدا وامصیبتا فکر نمیکردم ببینم سرشو، روی نیزهها وآی، وآی سقا 4 https://eitaa.com/joinchat/2295332865C52c23060cb کانون نغمه پردازان جوازنوکری