
اومده اون که پارهی تن محمّده از پر قنداقش همه دنیا معطّره دلبر و سایهی سر و همسر حیدر و کوثره و دختر و مادرِ پیمبره زهرا تو آغوش پیمبر خندید تا خورشید پر نور بشه کوثر نازل شد به محمد تا چشم ابتر ها کور بشه انا اعطیناک الکوثر فصلّ لربک و النحر ذکر رو لبهای نوکر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر مادر بتول و راضیه و مرضیه محدثه حوریه و انسیه و زکیة فاطمه فراتر از درک جهان و ما سوا تویی نور تو با نور علی یکیه فاطمه زیر پاته جنت الاعلی همتای بی همتای حیدر با تو معنا گرفته تازه این واژه ی زیبای مادر انا اعطیناک الکوثر فصلّ لربک و النحر ای اسم تو درّ و گوهر مادر مادر مادر مادر لینک کانال ایتا eitaa.com/javazenokari کانون نغمه پردازان جواز نوکـــــری