نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

قدم کمونه باغم خزونه آخه کی غصههای زینبو میدونه یادم نمیره چهل تا نامرد آتیش زدن تو مدینه به آشیونه وای شکست اون بار شیشه رو دلم میمونه داغش تا همیشه خونهی ما دیگه اون خونه نمیشه من دلم گرفت لذت دیدن مادر رو تو خونه ازم گرفت من دلم گرفت تموم حال و هوای خونهی، مارو غم گرفت درو بد شکست دلِ کلِّ آسمونا و ملائکو زد شکست قلب حیدرو که میسوخت از غم غربتش زدو، با لگد شکست وآی، وآی مادر 4 تو کربلا هم موهام سفید شد مگه میشه که بشنوی اینو نمیری؟! میگفت داداشم به ابوفاضل پاشو که خواهرت داره میره اسیری وای از اون ساعت که افتاد پیش مادر با لبای تشنه جون داد همهمه شد تو حرم ای داد بیداد آسمون گرفت چشمای قشنگ عباس علی، رنگ خون گرفت آسمون گرفت خدا لعنت کنه اون که ساقیو، ازمون گرفت وامصیبتا دست ماه خیمهها چرا شده، از تنش جدا وامصیبتا فکر نمیکردم ببینم سرشو، روی نیزهها وآی، وآی سقا 4 https://eitaa.com/joinchat/2295332865C52c23060cb کانون نغمه پردازان جوازنوکری
هنوز نظری ثبت نشده