یه دونه از برنجای نذریتو من، به کل دنیا نمیدم

یه دونه از برنجای نذریتو من، به کل دنیا نمیدم

[ مازیار طاولی ]
یه دونه از برنجای نذری تو من به کل دنیا نمیدم
تلخی چای روضه هاتو آقاجون به مِی و صحبا نمیدم
نوکری تو این دم و دستگاه تو رو به تخت شاها نمیدم

چه عزتی دادی به گدا که مونده پا بنده 
چه قدر مریض و داده شفا چایی و این قندت
اشک تموم سینه زنا فدای لبخندت

امیر کرببلایی جانا
ساکن عرش خدایی جانا
توی دل ما نوکرا دائم
میکنی فرمانروایی جانا
 ای جانم اباعبدالله
جانانم اباعبدالله
******

نظرات