یه دونه از برنجای نذری تو من به کل دنیا نمیدم تلخی چای روضه هاتو آقاجون به مِی و صحبا نمیدم نوکری تو این دم و دستگاه تو رو به تخت شاها نمیدم چه عزتی دادی به گدا که مونده پا بنده چه قدر مریض و داده شفا چایی و این قندت اشک تموم سینه زنا فدای لبخندت امیر کرببلایی جانا ساکن عرش خدایی جانا توی دل ما نوکرا دائم میکنی فرمانروایی جانا ای جانم اباعبدالله جانانم اباعبدالله ******