
یامن اسمه دوا آخر میکشی مرا ای مظلوم کربلا، ای مظلوم کربلا من کبوتر زخمی بام توام بابا پیغمبر سه سالهی شام توام من با گریههام نامت را میکوبم بر بام شام نیمه شب کار دشمن میشود با اشکم تمام من فرزند حیدرم دارد قصد خون سرم قربانی آخرم ای مظلوم کربلا، ای مظلوم کربلا صبرم از دستم رفته مانند معجرم باید باشی این دقایق آخرم از تشت طلا امشب را سر من بابا بین ما از شر این نامحرمها بیا راحت کن مرا من با دست بستهام با قلب شکستهام بابا در راحت نشستهام ای مظلوم کربلا، ای مظلوم کربلا