نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

____________ یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه دست و پا میزد کبوتر در میان آشیانه دیدمت در خون نشسته با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم از تو با این دست بسته ) فاطمه جان)4
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد