واسه نفس گرفتن تا خیمه بر نگشته

واسه نفس گرفتن تا خیمه بر نگشته

[ سعید کرمعلی ]
واسه نفس گرفتن تا خیمه برنگشته
کم‌تر بهش بخندید سنی ازش گذشته

ماه حرامه رهاش کن مگه نمی‌دونی امامه
ماه حرامه حسین زیر دست و پای ازدحامه

وقت اذونه همه بمونن ولی شمر نَمونه
وقت اذونه هرچی که خواهر تو می‌کِشه از اونه

بی‌یار و بی‌پناهی ای سرپناهِ زینب
تکیه زدی به نیزه ای تکیه‌گاهِ زینب

کجای کاری خیمه قیامته حسین خبر نداری
کجای کاری نبودی شمرو از تو خیمه در بیاری

بمیره زینب چجوری پیرهنت رو پس بگیره زینب
بمیره زینب اونقده رو نزن به شمر که دیره زینب

حسین ای وای ای وای ای وای...

این زندگی نمیاد دیگه به کار زینب
جا مونده توی گودال دار و ندار زینب

چاره نمونده یه جای سالم رو تنت آره نمونده
چاره نمونده حتی برات یه پیرهن پاره نمونده

این همه شَر شد ناله‌های زینب تو که بی اثر شد
تو دست و پا زدی و شمر کلافه‌تر شد

خواهش کردم پیرهنتو پس بدن ندادن
نیزه نیزه به کشتن تو ادامه دادن

خواهش کردم وقتی سرو می‌بُرَن نباشم
حالا باید چه‌جوری از بدنت جدا شم

نظرات