
هوس دهین شیرین نجف با یه لیوان چایی تلخ عراقی کردم هوس یک دل سیر سینهزنی توی ایوون طلای حضرت ساقی کردم میخوام رو دیوار دل شکستهم یه پنجره رو به حرم وا کنم میخوام بگیرم از خدا دوتا بال برم زیر قبه و پرواز کنم چه خوبه پر گرفتن به سمت شش گوشه حسین چقدر خوبه رهایی تو عطر آغوش حسین هوس پرسه تو بین الحرمین تک و تنهایی زیر نم نم بارون کردم هوس یک دل سیر تماشای ضریح حسینو با چشمای گریون کردم میخوام تو بین الحرمین بشینم به گنبد زرد حسین خیره شم توی خیال شکوفههای بارون رو لبای خشک حسین میکشم همیشه آرزوم بود یه ابر بارونی بشم مرحم اون لبای خشکیده و خونی بشم (آه باران از تو دلگیرم ظهر روز دهم کجا بودی؟)