نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگو بازم چرا یاد قدیم کردی؟ بگو رفتی چکار با زندگیم کردی؟ بگو با رفتنت منو یتیم کردی من از هفت آسمون ابریترم، زهرا تو رفتی من هنوز پشت درم، زهرا تو آتیش میسوزه خاکسترم، زهرا غریب به سی سال مجبور باشی حرف نزنی، ساکت بمونی باز بدتر از اون پشت سَر قاتلِ زنت، نماز بخونی بهتره که زنده نمونی یه عمر، هرشب گریه کار من بود غمت، درد بیشمار من بود یه عمر، تو صف نماز جماعت همش، مُغَیره کنار من بود زهرا بیا، برا علی حجله بزار زهرا بیا، منو رو به قبله بزار واویلتا واویلا واویلتا واویلا... یه عمره با غمت همش میرم از حال گرفتم سیامین سالگردتو امسال خدا میدونه چی کشیدم این چند سال منو شوق شبِ خاستگاریت زهرا درست نه سال بعد خاکسپاریت زهرا یه چادر موند برام، یادگاریت زهرا غریب به سی سال سنگین تر از کیسهی پُر از نون و خرما به روی دوشم من میکشم بارِ غم رفتن زهرا مجروحم از زخم زبونها چشات، سرخ از شدت کتک شد همین، حرمت نون و نمک شد بابات دستاتو بوسید وقتی شکست عایشه دلش خنک شد زهرا بیا، برا علی حجله بزار زهرا بیا، منو رو به قبله بزار واویلتا واویلا واویلتا واویلا... خلائق دور کعبه طواف داره همین کعبهای که برق شکاف داره ولی باز تو دلش زخم غلاف داره همون روز که تو رو در احتضار دیدم یه خنجر تو دل این ذوالفقار دیدم به دور گردنم طنابِ دار دیدم غریب به سی سال هر شب و روز منتظر این لحظه بودم عَجِّل وَفاتی شبیه تو زمزمهی کل وجودم پاشیده از هم تار و پودم بیا، پائیزم بهار نداره دلم، بعد از تو قرار نداره بیا به کوفه به خونهی نو در این خونه مسمار نداره زهرا بیا برا علی حجله بزار زهرا بیا منو رو به قبله بزار واویلتا واویلا واویلتا واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد