نَهجُالبَلاغه بیستوپنج سال حرفِ نگفتهست بیستوپنج سال بُغضِ تو سینهست بیستوپنج سال روضهی کوچه (نَهجُالبَلاغه داغِ مدینهست) ۲ فدای این صبر و فدای سخنِ علی فدای خُطبههای دندانشِکَنِ علی تو روز مَحشرم بَشَر سجده کُنه کَمه به شُکرِ نعمتِ حسین و حسنِ علی بیستوپنج سال علی خونهنشین شد امّا بیست، وپنج قَرن، بَشَر دور شد از اصلِ خودش راهِ نَسلِ بشرو نَسلِ سَقیفه گُم کرد ولی دنیارو میگیره علی با نَسلِ خودش اینها یه داغه، سَندِ فاطمیهست (نَهجُالبَلاغه سَندِ فاطمیهست) ۲ نَهجُالبَلاغه خط به خطّش امروزِ ماهاست اصلا انگار واسه الانه یک کتابه امّا به واقِع (برنامهی نجاتِ جهانه) ۲ چشمِ همه ملائکه به لبِ علیه عبادتِ کُلِّ بَشَر، یکشبِ علیه نَهجُالبَلاغه سالِ شصتویکِ قَمری تو کربلا نوشتهی زینبِ علیه این کتابیه که میبینی توی عَصرِ ظهور سرنوشتِ شیعه رو چه سرنوشتی میکنه خودِ مرتضیٰ که جای خود به لطفُ این کتاب مارو علامهی جعفری بهشتی میکنه