نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نمیخوام به نوکری، فقط عادت بکنم دوست دارم هرجا میرم، از تو صحبت بکنم شیعَتی مَهما شَرِبتُم ماءِ عَذبٍ فَاذکرونی تا قیامت بهخدا، تو قلبمونی اَو سَمِعتُم بِغَریبٍ اَو شهیدٍ فَانذُبونی الهی فدای اون لبای خونی غمِ یه دنیا تو، چشمای ترت بود آبی که روت بستن، مِهر مادرت بود میزدنت، به ضربِ نیزه و خنجر میزدنت به پیش دیدهی مادر میزدنت عجیب میزدنت داره میغلته بین خاک و خونا بدنت عجیب میزدنت نیزهشو بیهوا زدش سنان تو بدنت یا اباعبدلله، یا اباعبدلله... دست و پا نزن توی گودال خون میره ازت میری از حال شمر اومد با خنجرش خوشحال خدا رحم کنه، خدا رحم کنه الشمرُ جالِسٌ، نفسِ مادرش گرفت سر رو بُرید و روبهروی مادرش گرفت وِیلی وِیلی علی الحسین... خاکِ کربلا حسین، خونهی آخرته روضهی باز واسه ما، گریهی مادرته وَ أَنَا السِّبطُ الَّذی مِن غَیرِ جُرمٍ قَتِلونی آره این شده جوابِ مهربونی وَ بِجُردِ الخَیلَ بَعدَ القَتلِ عَمداً سَحِقونی چه خوبه وقتی خودت روضه میخونی دُرست همونجا که، صحبتِ سرت بود امّا فقط فکرت، پیش خواهرت بود دُرست همونجا که، صحبتِ سرت بود امّا فقط فکرت، پیش دخترت بود **** یه دخترِ سهساله، دیگه کتک نداره نزن نامرد یتیمه، اون که فدک نداره عمومو میشناسی میدونی رو من حسّاسه؟ نزن مگه نمیدونی که عموم عباسه؟ **** عمو از رو نیزه منو ندید، به کسی نگفتم بابا زجرِ بیحیا موهامو میکشید به کسی نگفتم بابا **** وَ الشمرُ جالِسٌ، تنِ صدچاک روی خاک وَ الشمرُ جالِسٌ، نفَس مصطفیٰ گرفت زهرا کنار گودیِ گودال آمده وَالشمرُ جالِسٌ، دلِ خیرُالنساء گرفت **** اگر کشتن چرا آبت ندادند؟ کفن بر جسمِ صدچاکت نکردند؟ حسینم وا حسینم وا حسینا... **** هیچ دانی که چه غم بر اُسَرا سختتر است قدِّ طفلی که شد از غصّه دوتا سختتر است **** النگوهامو بردن، گوشوارههامو بردن جلو چشمای عمّه، عروسکامو بردن **** اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری **** شکرِ خدا باهَمیم حسین رفیقمی از قدیم حسین مادرامون یادمون دادن از همون اوّل بگیم حسین **** زندگیمو نذرِ غمِ رقیه کردم رو دوش بابام اوّلین بار گریه کردم دورم ازت ولی بگو صدامو داری از وقتی که یادم میاد هوامو داری الحمدلله نوکرتم و الحمدلله آقای منی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد