
میشه بهم بگی سپردیمون به کی؟ مَحرمامو دیدم رویِ نیزه یکییکی هنوز نخوردم آب، که دارم اضطراب من و تو میرسیم به هم تو مجلسِ شراب زینب تو با خولی مسافر بازاره کی بین این نامردا هوای مارو داره حسین غریب مادر... یه عده پیرمرد بهت عصا زدند کشیده کار تو دیگه به دست و پا زدن والشمر جالسون دلش چقدر پره تو حاضری که جون بدی خنجر نمیبُره