
مقتل خون خدا گشته دشت كربلا مانده رویِ، خاك غربت، پیكرش می رود در، آسمانِ، نی سرش فضای دشت كربلا، شده اسیر اشك وآه چكیده خون آسمان، به روی خاك قتلگاه واغربتا واغربتا دختران در آتشند، ناله از دل می كشند یك جهان غم قسمت زینب شده عمه ی دل خسته جان بر لب شده گرفته قلبِ كربلا، ز آه زین العابدین بود به سوی قتلگاه، نگاه زین العابدین واغربتا واغربتا