لالا لالا لالا لالایی بخواب کبوترِ سفیدم چند شبِ پیش تو خواب علی جان خوابِ عروسیتو میدیدم لالا لالا لالا لالایی تو خواب دیدم خدا یه گُل چید آبجی رقیه و تو با هم دوتاییتون توی بهشتید عطش تو دلِ این وحشت بهارِ منو دزدیده حالا تو دامنم دارم یه دریاچهی خشکیده آه نفَس زدنت عزیزِ دلم سوزونده منو آه کبودیِ تو به خاک سیاه نشونده منو آی بچهام، آی بچهام... لالا لالا لالا لالایی شکستنِ بابات محال نیست پاشو علی همه بببین مردونگی به سن و سال نیست لالا لالا لالا لالایی دلشوره افتاده به جونم خدا میدونه بعد بچهام من دیگه زنده نمیمونم برو گرچه علی دوری برای هممون سخته تو آغوش بابا باشی خیالِ هممون تخته آه خدا کنه باز ببینمتون تو خیمه علی آه چرا پسرم اومد بابا جون شکسته علی آی بچهام، آی بچهام... لالا لالا لالا لالایی تو روی نِی من رو زمینم صورتو سوزونده آفتاب سوختنتو چهطور ببینم؟ لالا لالا لالا لالایی رفتن تو علی دِقَم داد یه کاری با سرِ تو کردن دندونای شیریتم افتاد تنت روی تنِ خاکه، سرت پیشِ علمداره تو رفتی ولی آغوشم هنوز بوی تو رو داره آه میلرزه دلم تا میوزه باد به کاکُلِ تو آه آتیش میگیرم چشمم میخوره به قاتل تو آی بچهام، آی بچهام...