تصویر حسین ستوده - غم و غصه کم نیست میون دلم

غم و غصه کم نیست میون دلم

[ حسین ستوده ]
(غم و غصه کم نیست میون دلم
حالا که رسیده زمان سفر
منی که الان بی کس و یاورم 
یه روز داشتم اینجا، چهار تا پسر)۳

حالا میگم ای کاش، که اینجا بودن
کنار منی که شدم محتضر

به یاد ابالفضل آب آورم
با چشم پر اشکم نگاه میکنم

تموم امیدم، تو بودی ابالفضل
تو این مدتی که، نبودی ابالفضل

دلم خیلی تنگ بود، واسه روی ماهت
با گریه می‌گفتم، که چی بود گناهت 

یا ام البنین، جانم ام البنین...

(شنیدم که چشم تو رو دور دیدن
نبودی دم خیمه‌ها اومدن
تا رفتی، حسینو شهید کردن و
جلو بچه‌ها، زینبو می‌زدن)۲

تو هم از رو نیزه می‌دیدی دارن
که ناموستو میبرن سمت شام

یکی هم نبود آخه اونجا تا بگه
سکینه کجا، کوچه و کوچه‌ها

شنیدم که اونجا، رباب نیمه‌جون بود
به دست یزیدم، چوب خیزرون بود

رقیه صدا زد، با اشک تو‌چشماش
عموجون کجایی، پیشم بودی ای کاش

یا ام البنین، جانم ام البنین...

پربازدید‌ترین‌های واحد حسین ستوده حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین ستوده

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد