غروب صحن رقیه
برای گریه به والله، چه خوب صحن رقیه
اینجا خرابهی شام و
ولی بهشت دنیا، بگو به صحن رقیه
اینجا رو خاکا دویدن
نمیزارم پام و بیوضو به صحن رقیه
ضریح نو برات آوردن به جای
اون دو تا گوشوارهای که شامی آوردن
روضهی بزمی توی صحنت میخونن
که تو رو بزم یزید بیحیا بردن
اشکای زائرای تو بند نمیاد
جای اونایی که به اشک تو خندیدن
خانوما لطمه میزنن که همینجا
یه روزی رقاصهها دور تو رقصیدن
خیلی سخته روضههات رقیه
کاشکی بخونم برات رقیه
****
سخته ولی هنوز انگار
هزار و چهارصد ساله، گیر افتادی توی بازار
با دست بسته کشوندن
تو کوچههای این شهر، تو رو با سیلی و اجبار
چجوری رد شدی خانوم
بین چشای ناپاک، دور از نگاه علمدار
کفشداری ساختن واست اما یه روزی
زجر با چکمه بهت اینجا لگد میزد
ما اگه اومدیم برای زیارت
تو رو اینجا یه روز هرکس میومد میزد
امن برای دخترامون حریمت
خواب ما دندون بچهای رو نشکستن
به ضریحت دخیل میبندم میمیرم
جای اون طنابی که به دست و پات بستن
پربازدیدترین نواهای شور وحید شکری حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)