
عجبا درعجبا از غضب شیرخدا که به اخم میکشد هیمهی اهل ریا باید از مأذنهی جنگ بگویند چنین جگر شیر نداری جلوی شیر نیا مرد پیکار علی قدرت سرشار علی اب العلمدار علی یک تنهای لشگرِ احمد مختار علی جنگ تموم تا میاد حیدر کرار علی تا دستمال زرد روی سر میبنده عزرائیل به لشگر انگاری میخنده زیر تیغش هیچکس نمیمونه زنده (ای علمدار دین یا امیرالمومنین)۶ آنکه با نعرهی خود لرزه به جانها میزد وای اگر تیغ دو دم شیرخدا بردارد در دل معرکه از عرش ندایی آمد اسدالله برو کار تو ایول دارد شیر لشگرعلی فاتح خیبر علی اوّل و آخر علی مست می جامشم، ساقی کوثر علی جنگ تموم تا میاد حضرت حیدر علی هم بر روی منبر هم در بین لشگر همتایی نداری در صفین و خیبر شاگرد نبردت عبّاس دلاور (ای علمدار دین یا امیرالمومنین)