باردای زرد وتیغ ذوالفقار این علی‌ست در میدان

باردای زرد وتیغ ذوالفقار این علی‌ست در میدان

[ میثم مطیعی ]
با ردای زرد و تیغ ذوالفقار 
این علی است در میدان
با صدای طوفان رجز می‌خواند
به تیغ دو دم، روانه کنم

به کوی عدم همه سپاه ستم
سر به باد می‌دهد، هر کسی طرف شود
با علی شیر حق، به خشم او قسم

جهان ندیده کسی با صلابت حیدر
که از عبادت ثقلین ضربتش برتر

ای جانم ای مولا ...

تیغ خون فشانت آب حیات است
رمز و راز نجات است
شور شمشیرت، یا حیدر

جان علی علی علی حیدر
عشق علی علی علی حیدر
شاه علی علی علی حیدر، یا حیدر

می‌رسد ز خیمه، بی‌قرارِ یار
این علیست در میدان
با صدای حیدر رجز می‌خواند

همه بشنوند، که نامم علی‌ست
امامم علی، دَمِ مُدامم علی‌ست

سهم مرگ می‌شود، هر که‌ قَد عَلَم کند
روبروی علی، به چشم او قسم

ببین که تشنه به میدان زَنَد علی‌اکبر
که نوشد آب ز دستان ساقی کوثر

ای جانم ای مولا ...

دیدن تو آرزوی دلم بود
مِهرَت آب و گلم بود
السلام علیک یا حیدر

جان علی علی علی اکبر
عشق علی علی علی اکبر
ماه علی علی علی اکبر، یا علی اکبر

جان علی علی علی حیدر
عشق علی علی علی حیدر
شاه علی علی علی حیدر، یا حیدر

نظرات