
شب غربت آقامه، شب بارون چشامه برای همین هنوزم روضهها داره ادامه گریهی صاحب زمونم، اشک غم میاد رو گونهام تسلای قلب آقام دوباره روضه میخونم فدای پیرهن سیاه تو، سرت سلامت ای آقاجونم فدای اون چشای گریونت، برا یتیمی تو گریونم آجَرَکَ الله، بَقیَةَ الله ***** سامرا رو غم گرفته، از غمش دلم گرفته رو زمین آقام غریبه، آسمونا دم گرفته علم عزا رو دوشه، آقامون سیاه میپوشه پیکر بی جون باباش جلو چشماش روبهروشه چی میکشه وقتی که میبینه نفسنفسهای دم آخر امام عسکری توی بستر لحظهی آخر میگه وای مادر آجَرَکَ الله، بَقیَةَ الله ***** امشب آقا سامرایی پیش بستر بابایی وقتی داغ بابا دیدی، دل تو شد کربلایی با خودت میگی بمیرم، زین العابدین چی دیده بمیرم چجوری بوسه زد به رگهای بریده حسین غریب و تشنه و زخمی دست و پا میزد به زیر خنجر از این طرف ضربههای قاتل از اون طرف نالههای مادر بُنَی قتلوک، من الماء منعوک حسین، حسین، حسین